تامین مالی

در سیر تاریخ رشد اقتصادی کشورها و کسب و کارها در گرو برخورداری و بهره وری از منابع محدود بوده است. قبل از انقلاب صنعتی کشاورزی کسب و کار اصلی مردم بود و کارگر و زمین  منابع محدود محسوب می شدند در نتیجه عرضه ی نیروی کار در برابر تقاضا کم آمد، به همین علت  برده داری و استعمار کشورها در آن دوران اوج یافت، بعد از گذر به انقلاب صنعتی و تخصصی شدن کارها، مهارت و دانش جز منابع محدود شد. به همین دلیل تامین مالی برای به دست اوردن سایر منابع اهمیت پیدا کرد. فرض کنید شما یک نیرو کار ماهر در طراحی یک الیاژ خاص هستید ولی منابع مالی کافی برای راه اندازی یک کارگاه را ندارید، درمرحله ی اول می توانید از طریق خانواده و دوستان منبع مالی محدودجمع آوری کنید و بتوانید کارگاه را راه اندازی کنید، ولی در مرحله ی بعد برای رشد و توسعه  دیگر این منابع جوابگو نخواهد بود و نیاز به منابع مالی بیرونی خواهید داشت. در اوایل قرن گذشته این روند شدت گرفت و کسب و کارهای بیشتری دنبال منابع پولی بودند. این روند سبب شکل گرفتن بازارهای تامین مالی و به خصوص بازار بدهی شد. در حال حاضرا مدل های تامین مالی متنوع تر و تخصصی تر شده است.

حالا درعصر حاضر فرض کنیم شما صاحب یک شرکت هستید که  نیاز به پول دارید.این پول را می توانید برای گسترش فعالیت هایتان، عرضه ی محصول جدید یا هرفعالیت دیگری نیاز داشته باشید. در این موقعیت شما چطور می توانید پول به دست بیاورید و یا به اصطلاح تامین مالی بکنید؟ شما یا می توانید پول را در ازای فروش بخشی از سهام شرکتتان دریافت کنید و یا به ازای قرض گرفتن. قرض گرفتن دولت ها و شرکت ها از طریق فروش اوراق قرضه صورت می گیرد در بازار بدهی صورت می گیرد.

تعریف ساختار سرمایه

شرکت ها برای تامین مالی ترکیبی از قرض و فروش سهام را انتخاب می کنند که به نسبت بدهی به ارزش سهام شرکت ساختار سرمایه ی آن شرکت می گویند.ساختار سرمایه ی شرکت در بررسی ریسک پذیری و توانایی شرکت در پرداخت بدهی ها و نرخ بهره ی وام اعطایی مورد استفاده ی وام دهندگان مانند بانک ها قرار می گیرد.

اینکه یک شرکت برای تامین مالی از روش فروش سهام در بازار سهام استفاده کند یا انتشار اوراق قرضه بستگی به عوامل متعددی دارد ولی برای ساده تر شدن با یک مثال توضیح می دهیم. فرض کنید که شما می دانید اگر 10 میلیون بیشتر پول داشته باشید می توانید با آن 20 میلیون پول دربیاورید و نرخ بهره ی بازار 18 درصد است. در این صورت شما ترجیح می دهید که 10 میلیون از بانک وام بگیرید یا اینکه با فروش سهم به میزان 10 میلیون تومان، وی را در سود 100 درصدی شریک کنید؟ کاملا واضح است که شما گزینه ی وام را ترجیح خواهید داد زیرا فقط 18 درصد از سود 100 درصدی را پس می دهید. این موضوع کاملا برای شرکت ها نیز صادق است. شرکت هایی که از کسب سود خوب در بلند مدت مطمئن هستند ترجیح می دهند به جای اینکه سهام داران را در سود خود شریک کنند از طریق اوراق قرضه تامین مالی کنند.برای مثال گوگل در سال 2010 شروع به بازخرید سهام خود کرد و به جای آن اوراق قرضه فروخت این حرکت گوگل  نشان دهنده ی آن است که مدیران گوگل از سوددهی شرکت در آینده مطمئن هستند و ترجیح می دهند به جای اینکه سود شرکت را با سهام داران تقسیم کنند تنها با پرداخت سود وام، بخش بزرگتر سود را در داخل شرکت حفظ کنند.

بازخرید سهام

ایده‌ی پشت پرده‌ی بازخرید سهام توسط شرکت‌ها افزایش EPS شرکت در نتیجه‌ی کاهش تعداد سهم شرکت و در نتیجه افزایش قیمت سهم است. مثلا شرکت سودآوری مثل آسان پرداخت اگر اقدام به بازخرید سهام خود در هر قیمتی بکند به دلیل افزایش EPS در نتیجه‌ی این بازخرید، قیمت سهام افزایش پیدا خواهد کرد.پس نه نتها بازخرید سهام منجر به نگه داشتن سود داخل شرکت می‌شود بلکه شرکت ها با این کار عملا از افزایش قیمت سهام نیز بهره‌مند می‌شوند. 

One Reply to “تامین مالی”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *